به پایگاه فرهنگی حجت الاسلام و المسلمین حاتم پوری کرمانی خوش آمدید

داستان کرامتی عجیب ازکریمه اهلبیت س

⁠ (http://toolgramcdn.com/Uploads/PostContents/TextWithMedia/1d944fb2-3f66-4f46-89b7-600f6f71d05c.jpg)داستان)کرامتی عجیب ازکریمه اهلبیت س

حجه الاسلام والمسلمین آقای ابن الرّضا ازحاج آقای کشفی ازمسئولان و خدمتگزاران حرم #حضرت_معصومه علیها السلام نقل کردند:
در ایام جنگ، شبی از شبها گروهی از اسرای عراقی را به حرم مطهّر کریمه اهل بیت آورده بودند، در طرف بالای سر حضرت میله هایی نهاده شده بود که اسرا در داخل میله ها و دیگر زائران در بیرون میله ها مشغول زیارت بودند. یکمرتبه دیدیم که زنی از میان زائران جیغ کشید و بلافاصله یکی از اسرا نیز جیغی کشید…
بعد معلوم شد که این اسیر از شیعیان عراقی بوده، به خدمت سربازی رفته، توسّط ارتش عراقی او را اجباراً به جبهه برده اند و در آنجا به اسارت نیروهای ایرانی درآمده است.
مادرش نیز به جرم شیعه بودن از عراق اخراج شده، و به ایران آمده بود.
مادرش را در قم اسکان داده بودند، و کاملا از سرنوشت پسرش بی خبر مانده بوده است…
این مادر بیچاره، هر شب به حرم مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها مشرّف می شده، به خدمت بی بی عرض میکرده است:
بی بی جان! من پسرم را از تو میخواهم

آن شب نیز چون شبهای دیگر به حرم مشرّف شده، و برای پسرش دعا میکرده، به حضرت معصومه علیها السلام متوسّل شده که یکمرتبه پسرش را در میان اسیران دیده و بی اختیار جیغ کشیده، پسرش نیز متوجّه مادر شده، متقابلاً جیغ کشیده…
و اینگونه از عنایات حضرت معصومه س پس از سالها جدایی، چشم مادر با دیدن میوه دلش روشن گردیده است.
پس از این رخداد جالب، توسّط سازمان بین المللی ترتیبی داده شد که این پسر از اسارت آزاد شده به کانون گرم خانواده برگردد…
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
http://www.hawzah.net/fa/Article/View/93778
یا فاطمه المعصومه! اشفعی لنا فی الجنه

منوی دسترسی