به پایگاه فرهنگی حجت الاسلام و المسلمین حاتم پوری کرمانی خوش آمدید

داستان عابد بني اسرائيلي

خداوند متعال به یکی از پیامبران بنی اسرائیل وحی کرد که: به فلان عابد بگو که سه دعای تو در نزد ما مورد استجابت است.
آن پیامبر وحی الهی را به آن عابد ابلاغ کرد. او نیز موضوع را به همسرش خبرداد. همسرش اصرار زیاد کرد که یکی از آن دعاها را در مورد من قرار بده! عابد به این پیشنهاد راضی شد.
همسرش به او گفت: دعا کن خداوند مرا از زیباترین زنان زمان قرار دهد. عابد همین دعا را کرد و همسرش از زیباترین بانوان جهان گردید. زیبایی او باعث شد که شاهان و جوانان ثروتمند و هوس باز به او دل بستند و برایش پیغام دادند که شوهر مفلوک و پیر و زاهدت را رهاکن با ما محشور باش، تا از هرگونه لذّت های دنیا بهره مند گردی.
آن زن از این جهت گول خورده و همواره با شوهرش برخورد شدید می کرد و بنای ناسازگاری می نمود.
سرانجام عابد از دست او عصبانی شد و از دعای دوّم خود استفاده کرد و عرض کرد: خدایا! همسرم را تبدیل به سگ کن! دعایش به اجابت رسید و او سگ شد.
برادران و بستگان آن زن نزد عابد آمدند و گفتند: آبروی ما در میان مردم می رود، به شما التماس می کنیم که از دعای سوّم استفاده کنی تا همسرت به صورت اوّل برگردد. آن ها بسیار اصرار کردند، سرانجام عابد ناگزیر از دعای سوّم استفاده نمود و عرض کرد: خدایا همسرم را به صورت اوّل بازگردان، دعا مستجاب شد و همسرش به صورت اوّل بازگشت و به این ترتیب این فرصت ارزشمند را از دست داد و سه دعای مورد اجابتـش به هـدر رفـت و پوچ گردید.

منوی دسترسی