به پایگاه فرهنگی حجت الاسلام و المسلمین حاتم پوری کرمانی خوش آمدید

داستانی از امام مهربانیها که ایرانیان عاشقش هستند

موسی بن سیّار از یاران امام رضا ع،‌ میگوید :
روزی همراه امام رضا ع بودم، که به دیوارهای شهر طوس رسیدیم…
صدای ناله و گریه‌ای را شنیدم و به جستجوی آن صدا رفتم که ناگاه دیدم جنازه‌ای را میآورند، در اینحال حضرت ع از مرکب پیاده شده و به طرف جنازه آمدند و آنرا بلند کردند و چنان به آن جنازه چسبیدند، همچون بچه‌ای که به مادرش می‌چسبد، آنگاه رو به من نموده و فرمودند :
هر کس جنازه‌ای از دوستان ما را تشییع کند، مثل روزی که از مادر متولد شده، گناهانش پاک می‌شود.
وقتی جنازه کنار قبر گذاشته شد، حضرت کنار میت نشسته و دست مبارک خود را روی سینه‌ی او گذاشتند و میت را به اسم خطاب فرمودند :
فلانی ! تو را بشارت میدهم که بعداز این دیگر ناراحتی نخواهی دید.
عرض کردم : فدایتان شوم، مگر این مرد را میشناسید، درحالیکه اینجا سرزمینی است که تا کنون در آن گام ننهاده‌اید؟
امام ع فرمودند: موسی ! مگر نمیدانی که اعمال همه شیعیان ما هر صبح و شام بر ما عرضه می‌شود!!
بحار،ج۹۸،ص۴۹

منوی دسترسی